X
تبلیغات
منتقد ارتباطات - حاصل سالها تجربه علمي و عملي دو دكتر كمتر از يك كارشناسي ارشد
نقد حوزه ارتباطات

حاصل سالها تجربه علمي و عملي دكتر ضيايي پرور و دكتر رستمي

 كمتر از يك كارشناسي ارشد

پيش‌درآمد

   به رسم جهالت و خطاي عصر ارتباطات سايبري خريد اينترنتي، كتاب «بررسي پيامهاي ارتباطي: تكنيك هاي تحليل محتواي رسانه هاي مكتوب، صوتي، تصويري و اينترنتي» اثر دو استاد ارتباطات جناب آقايان دكتر حسن رستمي [درزبان] و دكتر حميد ضيايي پرور؛ انتشارات سيماي شرق، را روي سايت روابط عمومي الكترونيك با 25% تخفيف مشاهده كردم، بگذريم كه كتاب 28000 ريالي (88 صفحه‌اي) با احتساب تخفيف 8000 ريالي و اضافه شدن پيك 80000 ريالي 100000 ريال تمام شد، اما اسم دو استاد ارتباطات دامي بود براي اين ولخرجي كاذب. زماني كه كتاب را از پيك دريافت كردم متوجه خطاي هزاره سومي خود شدم كه در ايران نمي‌توان نديده اعتماد كرد و بايد به رويه سابق، ابتدا همه ابعاد موضوع كالا يا خدمات را ارزيابي كرد و سپس اقدام به خريد نمود. اين خطاي كودكانه باعث شد پس از سالي دوباره به عرصه نقد ارتباطي برآيم و به اساتيد محترم گوشزد نمايم كه دوران هركي هركي نيست تا هر «جو فروش گندم نمايي» بتواند با خيال آسوده سر خلق را شيره بمالد.

مقدمه
  دو استاد ارتباطات جناب آقايان دكتر حسن رستمي و دكتر حميد ضيايي پرور در كتاب «بررسي پيامهاي ارتباطي: تكنيك هاي تحليل محتواي رسانه هاي مكتوب، صوتي، تصويري و اينترنتي» مدعي شده‌اند كه اين اثر بي‌نظير « حاصل سالها تجربه علمي و عملي در زمينه تدريس تكنيك هاي تحليل محتواي رسانه‌ها و انجام پژوهش‌هاي مبتني بر تحليل محتوا» (ص9) بوده است!!! حال نمي‌دانم بايد به حال نظام آموزشي كه اين دو بزرگوار را آموزش داده‌اند، يا به حال دانشجويان اين عزيزان يا پژوهشكده‌هايي كه اينان در آن تحقيق كرده‌اند بايد تاسف خورد. چگونه است كه دو استاد ارتباطات و مدعي پژوهشگري، كتابشان حتي به 10% كتاب دوست بزرگوار «جناب آقاي محمدي مهر» با مدرك كارشناسي ارشد تحت عنوان «روش تحليل محتوا» هم نرسد؟ اين دو اگر حتي كتاب « روش تحقيق در محتواي مطبوعات(2536)» دكتركاظم معتمد نژاد را نيز تورق مي كردند ديگر به خود اجازه نمي‌دادند پس از گذشت 33 سال كتابي با اينهمه غلط و کاستی روانه بازار كنند و در رزومه خود آن را به عنوان آثار بديع ذكر نمايند.

نقد اثر:
   كتاب از پنج فصل تشكيل شده است. 1- تعاريف و مفاهيم تحليل محتوا 2- مراحل تحليل محتواي رسانه‌هاي مكتوب 3- مراحل تحليل محتواي رسانه‌هاي شنيداري 4- مراحل تحليل محتواي رسانه‌هاي ديداري 5- تحليل محتواي رسانه‌هاي اينترنتي
   مشكل كتاب از تعريف «تحليل محتوا» آغاز مي‌شود و دو تعريف يكي از «رايت» و ديگري از «برلسون» مي‌باشد(ص14) كه در اولي تحليل محتوا را «كمي و كيفي» دانسته و دومي آن را فقط «كمي» پنداشته  است حال مشخص نيست كه خواننده بايد كدام از اين تعاريف را معيار خود قرار دهد. اينان مانند تمامي كتب « تحليل محتوا» تعريف برنارد برلسون را معيار قرار داده و به تشريح آن پرداخته [برنارد برلسون: تجزيه و تحليل محتوا تكنيكي تحقيقي است كه براي تشريح عيني منظم و مقداري محتواي آشكار ارتباطات به كار مي رود .(معتمد نژاد2536ص 74تا78)] اما توجه نداشته است كه مهمترين خصوصيات اين تعريف چهار شاخص است يعني علاوه بر 1- عينيت 2- منظم بودن 3- كميت [مقداري بودن] بايد ايشان شاخص «آشكار بودن» را نيز به عناصر اضافه مي‌كردند كه آن شاخص را به صلاح ديد خودشان حذف كرده‌اند!!!
   پس از اين تعاريف، تيتري با عنوان «تاريخچه تحليل محتوا» (ص15) آورده‌اند و سپس بجاي تاريخچه كه از ابتدا تا زمان مورد بررسي مي‌باشد اينان فقط به 1930 تا 1952 ميلادي اشاره داشته اند و مشخص نيست كه اين چه نوع تاريخچه ابتري است و حتي بجاي تحليل محتوا بيشتر به تاريخ ارتباطات پرداخته‌اند.
   عنوان بعدي «كاربرد تحليل محتوا در علوم مختلف» است كه در آن 3 سطر كلي گويي كرده‌اند و سپس دو تكنيك «مستقيم و غير مستقيم» در تحليل محتوا را توضيح داده‌اند!!! در ادامه به يكباره عنوان «مراحل تحليل محتوا» آنهم 6 مورد از كتاب دكتر علي دلاور را بدون هيچ توضيح ديگري آورده اند.(ص18) حال مشخص نيست كه چرا از بين اينهمه كتاب معتبر در حوزه تحليل محتوا، فردي بايد به كتاب كلي و اجمالي و غير تخصصي مراجعه نمايد مشخص نيست! نقض غرض زماني رخ مي دهد كه در ادامه كتاب، نويسندگان ناشي همين مراحل را نيز رعايت نكرده‌اند و مراحل من درآوردي عجيب غريبي جايگزين آن كرده‌اند.
   «طرح‌هاي آماري براي تحليل محتوا» (ص18) آنهم در پنج سطر!!!!!!! مطلب بعدي است نقل قولي ابتر از دكتر علي دلاور آنهم به صورت غير قابل فهم، از شاهكارهاي اين اساتيد است. «تحليل رواني مشخصات افراد»، «تحليل اجتماعي و فرهنگي»، «نقد ادبي» و «شواهد قضايي» از عناوين بعدي است كه معلوم نيست در اين قسمت به چه منظوري آمده اند و وزني هم سطح مراحل يا ويژگي‌هاي تحقيق يافته‌اند.
   «تشريح مهمترين قسمت تحليل محتوا» (ص31)!!! از كي تا بحال مهمترين بخش در روش تحقيق وجود دارد؟؟؟ و آيا بخشي در روش تحقيق هست كه مهمترين به قول شماها نباشد. در متن اين قسمت عبارت «مرحله قالب‌گيري و نظام مقوله‌ها» (ص21) آورده شده ولي در ادامه «كدگذاري» تشريح شده است. به تعبير بهتر نويسندگان اين به اصطلاح كتاب، خود توانايي تشريح و توضيح يا ساخت «نظامند سازي مقوله ها» را ندارند كه اگر به نمونه‌هاي ارائه شده نيز نظر شود شواهد مويد اين موضوع است. ايشان در اين قسمت به انواع مقوله نيز اشاره داشته‌اند. از اين بخش سخيف كه بگذريم نوبت به فصل دوم يعني «مراحل تحليل محتواي رسانه‌هاي مكتوب» مي‌رسد.
   مضحك‌ترين مراحل تحليل محتواي در 11 عنوان آمده است. (ص28)
1- دسترسي به اسناد
2- جامعه آماري
3- شيوه نمونه گيري
4- تعريف مقوله‌ها
5- سطح زير چاپ
6- جهت‌گيري مطالب
7- مطلب بدون عكس
8- شخصيت‌هاي مطرح
9- مقاله‌ها و تعداد كلمات
10- حجم آگهي ها
11- بررسي تلفن‌هاي مردمي

   من منتقد هرچه مي‌انديشم كه اين مراحل را اينان از كجا درآورده‌اند برايم پوشيده است و حتي با كمي تعقل [اگر وجود داشته باشد] مشخص مي‌شود كه اين موارد از يك سنخ نيستند و نمي توانند در كنار يكديگر قرار گيرند.
    خطاي ديگر، شيوه اندازه گيري مطالب است كه تحت سه سوتيتر آمده اند. 1- سانتيمتر ستون 2- سطح زير چاپ مطالب 3- تعداد كلمات (ص29). اگر نخواهيم به اين بزرگواران آموزش دهيم بايد بگوييم كه سطح زير چاپ شامل دو روش الف) سانتيمتر ستون و ب) سانتيمتر مربع مي‌باشد و در ضمن مطلب شماري، مضمون شماري و غيره را نيز مي توان بر اساس تعريف عملياتي تحقيق بكار برد.
    به يكباره پس از اين افاضات عالمانه، نويسندگان دو عنوان «تيتر در تحليل محتوا»(ص29) و «منبع خبري»(ص32) را آورده‌اند!!! و مشخص نيست كه چرا اين موارد آمده و مابقي موارد نيامده‌است. در ادامه براي خالي نبودن عريضه «تحليل محتواي موردي: روزنامه كيهان» (ص32) آورده شده است! در اين مثال ناشيانه دو جدول با يك عنوان «توزيع فراواني و درصد سطح زير چاپ بر حسب منابع خبري روزنامه كيهان، مورخ[؟]» آمده است. از اغلاط اين بزرگواران اين است كه نمي‌دانند در كتاب و تحقيق و مقاله و هرچيز ديگر جدول بدون شماره نمي‌شود اما تمامي جداول اين كتاب فاقد شماره و عنوان دقيق است. يا در جداول ديگر همين پژوهش كذايي در عنوان جدول واژه «مقوله» آورده شده «توزيع فراواني و درصد سطح زير چاپ مقوله اقتصادي روزنامه كيهان، مورخ11/12/84» و فراموش كرده‌اند مقوله مربوط به طرح تحقيق است و نه عنوان تحقيق، كه مي بايست بجاي آن «مطالب اقتصادي» قرار مي گرفت. «مقوله سياسي»، «شخصيت گرا و رويدادگرا»، «مقوله اجتماعي» و «سبك مطالب يا قالب» عناوين ديگر اين فصل است كه از كنار آن مي‌گذريم.
   «3- 4- مراحل تحليل محتواي رسانه‌هاي شنيداري و ديداري» عناوين دو فصل بعدي است در اين دو فصل نگارندگان علاوه بر مراحل من‌درآوردي تحليل محتوا، مدعي مكتوب كردن محتواي ديداري و شنيداري و سپس تحليل آنها هستند!!!!! !!!!! !!!

مراحل بررسي [بجاي تحليل محتوا] يك برنامه راديويي خبري:(ص44)
1- سعي مي‌كنيم مدت زمان آن برنامه را مشخص كرده و طول مدت بررسي را بر اساس مطالعه موردي[!!!] و روند پژوهي [!!!]
2- اين برنامه بايد بر اساس زمان پخش بايد ضبط شود و اسناد قابل دسترسي باشد.
3- پس از ضبط برنامه سعي مي‌كنيم يكبار به صورت شنونده عادي هر برنامه را جداگانه گوش كنيم.
4- بعد از گوش دادن در مرحله بعدي ضمن گوش دادن سعي مي‌كنيم نوشته‌ها [؟] را بر اساس آنچه شنيده‌ايم روي صفحه بياوريم و در حقيقت آن را به صورت مكتوب در آرشيوي نكه داريم.
5- پس از پايان قسمت هاي مختلف نوشته‌هاي يك برنامه آن را بر اساس روز و زمان پخش تفكيك مي‌كنيم.
6- هر برنامه را بر اساس مقوله‌هاي مورد مطالعه با استفاده از نوشته‌هاي جدا مي‌كنيم.
7- بر اساس هر آيتم آن را گوش مي‌دهيم و با نوشته‌هاي خود تطبيق مي‌دهيم و زمان آن را بر اساس ثانيه مشخص مي‌كنيم.
8- جمع آوري اطلاعات بر اساس زمان و مقوله‌ها در جدول خاص.
9- محاسبه داده‌ها در داخل جداول و درصدگيري و رتبه بندي هريك از آيتم‌هاي خبري.
10- تفسير ريز جداول و ارائه پيشنهاد و نتيجه گيري در مورد يك برنامه خبري
(ص44)

مراحل تحليل محتواي شبكه تلويزيوني (ص 55)
1-
دسترسي به اسناد و برنامه‌هايي كه در آن شبكه قرار است مورد تحليل محتوا قرار گيرد.
2- با توجه به نوع برنامه و انتخاب پژوهش ما براي همان قسمتي كه قرار است تحليل محتوا شود ابتدا يكبار آن را تماشا مي‌كنيم.
3- پس از مشاهده همان قسمتي كه قرار است مورد تحليل قرار بگيرد به صورت مكتوب بر روي كاغذ نوشته مي‌شود.
4-
با توجه به قسمت‌هاي مورد تحليل بر اساس موضوع، ارزش‌ها و سبك مطلب تفكيك مي‌شود.[!]
5- پس بر اساس نوع پژوهش هريك از موضوع‌ها، ارزش‌ها و سبك مطلب بر اساس زمان اختصاص داده شده.
6- همه مواردي كه در مورد موضوع، ارزش‌هاي خبري، منابع خبري، منطقه رويداد و بقيه مقوله‌هايي كه بايد بر اساس موضوع تحقيق مورد بررسي قرار گيرد، در جداول خاص كه به همين منظور تهيه مي‌شود قرار مي‌دهيم[؟] يا چنانچه از نرم افزار SPSS استفاده مي‌شود ديتاها يا اطلاعات را داخل آن وارد مي كنيم.
7- در اين مرحله رتبه و درصد هر يك از موضوع ها و مقوله‌هاي مورد بررسي، محاسبه مي‌شود و در زير هريك از جداول، تفسير مربوط به آن نوشته مي‌شود.
8- در پايان با توجه به موضوع پژوهش نتيجه گيري و پيشنهاد لازم نوشته مي‌شود
.(صص55 و 56)

اين دو فصل به قدري ناشيانه تدوين شده است كه چند برابر مطالب آن بايد نقد نوشت در اين بخش ها جداول بودن عنوان صحيح، علت آمدن و غيره بازهم وجود دارد. البته در صفحه 55 عنوان به «بررسي پيام‌هاي تلويزيوني» تغيير يافته كه علت عدم هماهنگي فهرست و متن مشخص نيست. در ضمن در بخش تلويزيون نگارندگان يادشان افتاده كه تلويزيون‌هاي ماهواره‌اي هم در ايران امروز، باب گفتگو است و دو صفحه اي نيز به آن اختصاص داده‌اند!!!
   فصل پنجم: تحليل محتواي رسانه‌هاي اينترنتي است. در اين فصل «انواع رسانه هاي اينترنتي»(ص61) آورده شده و مشخص نيست كه چرا براي رسانه‌هاي مكتوب، ديداري و شنيداري انواع نيامده است؟ اينان توضيحاتي تكراري از مقالات قبلي خود در مورد وب سايت‌ها آورده‌اند و عجيب اينكه اولين جدول اين فصل مربوط به يك پرسشنامه است و در جدول دوم نيز، مقوله‌ها مانع يكديگر نمي باشند. اين فصل نيز غير نظام مند مي باشد و نويسندگان هرچه در هرجا داشته اند در اين بخش آورده‌اند.
    نهايت «فهرست منابع» است. يكم؛ نگارنده اين نقد به غير از 3 موردمابقي منابع را در متن نديده است و مشخص نيست كه اين منابع براي كدام مطالب است. دوم؛ منابع مي‌بايد مربوط به تحليل محتوا باشد كه در اين قسمت فقط يك مورد كريپندورف وجود دارد. سوم؛ از كي تا بحال در ماخذ نويسي (APA) يا ماخذ نويسي درون متني منابع شماره گذاري مي شود! چهارم؛ چارلز رايت 1986 چرا به زبان فارسي آمده و نه انگليسي

نتيجه گيري
   نويسندگان به اصطلاح كتاب 88 صفحه‌اي تحليل محتوا، هيچ چيز كه به دانش خوانندگان اضافه نكرده‌اند بلكه به جواناني كه تا بحال در اين حوزه مطالعه‌اي نداشته‌اند شيوه‌اي غلط و غير قابل عملي را ارائه كرده اند و حتماً اگر كسي به آنها بگويد نتوانسته بر اساس آموزه هاي اين كتاب تحليل محتوا انجام دهد انگ بي شعوري نيز خواهد خورد.
   از ديگر نتايج اين اثر، اثبات بي‌دانشي اساتيد در حوزه « تحليل محتوا» است. اينان تصور ميكنند كه در تحليل محتوا هرچه كه به عنوان مقوله به ذهن مي رسد بايد در تحليل محتوا گنجانده شود و اصلاً در هيچ كجاي اين كتاب اشاره اي به اين نشده است كه هر تحقيقي بر اساس اهداف خود اجرا مي‌شود و نظام مقوله بندي نيز بايد بر اساس آن اهداف باشد و نه آنكه هرچه به ذهن متبادر گشت.
   نهايت به اينان توصيه مي‌شود كه از نگارش به اين شيوه دست بردارند و حد اقل آقاي دكتر ضيايي پرور مي توانستند اين كتاب را قبل از چاپ به آقاي دكتر محكي از همكاران روزنامه‌شان بدهند و در صورت تاييد ايشان آن را چاپ مي كردند.

فهرست منابع

دلاور علي(13۸۰ )مباني نظري و عملي در علوم انساني و اجتماعي؛ انتشارات رشد
رستمي حسن و ضيايي پرور حميد(1389) بررسي پيامهاي ارتباطي: تكنيك هاي تحليل محتواي رسانه هاي مكتوب، صوتي، تصويري و اينترنتي، انتشارات سيماي شرق
- غلامرضا محمدي مهر (1387) روش تحليل محتوا (راهنماي عملي تحقيق)، انتشارات دانش نگار
-كاظم معتمد نژاد(2536) روش تحقيق در محتواي مطبوعات انتشارات دانشكده علوم ارتباطات اجتماعي

منابع براي مطالعه اساتيد مذكور بر اساس اهميت
1- روش تحقيق در محتواي مطبوعات(2536) كاظم معتمد نژاد: انتشارات دانشكده علوم ارتباطات اجتماعي
2- روش تحليل محتوا (راهنماي عملي تحقيق) (1387) غلامرضا محمدي مهر: انتشارات دانش نگار
3- تحليل محتوا در علوم اجتماعي و انساني(1373) ال آر هولستي ،ترجمه نادر سالار زاده اميري:انتشارات دانشگاه علامه طباطبايي
4- تحليل محتوا (1375) لورنس بارنارد، ترجمه مليحه آشتياني و محمد يميني دوزي سرخابي، انتشارات دانشگاه شهيد بهشتي
5- تحليل محتوا،  مباني روش شناسي (1378)كلوس كريپندورف، ترجمه هوشنگ نائبي ،انتشارات روش
6- تحليل پيامهاي رسانه اي – كاربرد تحليل محتواي كمي در تحقيق(1381) دانيل رايف، استفن ليسي، فردريك جي فيكو: ترجمه مهدخت بروجردي علوي ، انتشارات سروش
7- تحقيق در رسانه هاي جمعي(1384)راجر دي ويمر، جوزف آر دومينيك: ترجمه كاوس سيد امامي، انتشارات سروش
8- روشهاي تحقيق رسانه اي؛ اندازه گيري مخاطبان، واكنشها و تاثير ( 1384) بري گونتر ؛ مينو نيكو ؛ انتشارات اداره كل پژوهش صداوسيما( سروش)
9- روشهاي پژوهش رسانه ها(1379) آرتور آسابرگر؛ ترجمه محمد حافظي ؛ انتشارات رسانه
10- روش تحليل رسانه ها(1380) آرتور آسابرگر؛ ترجمه پرويز اجلالي ؛انتشارات رسانه
11- راهنماي بررسي تلويزيون(1380)كيت سلبي، ران كاودري؛ ترجمه علي عامري مهابادي؛انتشارات سروش
12- فصلنامه پژوهش و سنجش ، ويژه نامه تحقيق در رسانه ها ،سال ششم شماره 19 و 20 زمستان 1378
13- روشهاي تحقيق در ارتباطات (1382) احمد پيشه ور،انتشارات سيماي شرق

+ نوشته شده در  شنبه هشتم مرداد 1390ساعت 18:1  توسط منتقد  |